گنجور

شمارهٔ ۷۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دلم در عاشقی آواره شد آواره تر بادا

تنم از بیدلی بیچاره شد بیچاره تر بادا

به تاراج عزیزان زلف تو عیارییی دارد

به خونریز غریبان چشم تو عیاره تر بادا

رخت تازه ست و بهر مردن خود تازه تر خواهم

دلت خاره ست و بهر کشتن من خاره تر بادا

گر ای زهد، دعای خیر می گویی مرا این گو

که آن آواره از کوی بتان آواره تر بادا

همه گویند کز خونخواریش خلقی به جان آمد

من این گویم که بهر جان من خونخواره تر بادا

دل من پاره گشت از غم نه زانگونه که به گردد

وگر جانان بدین شاد است، یارب، پاره تر بادا

چو باتر دامنی خو کرد خسرو با دو چشم تر

به آب چشم پاکان دامنش همواره تر بادا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

به نظر می رسد در بیت چهارم به جای زهد زاهد درست تر باشد

👆☹

پدرام نوشته:

این شعر را استاد افتخاری در آلبوم ناز نگاه به زیبایی اجرا کرده است

👆☹

ســراج نوشته:

گر ای زاهد، دعای خیر می گویی مرا این گو…
بی کران درود و مهر… لطفاً تصحیح بفرمایید
۰۳/۰۹/۲۰۱۸

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام