گنجور

شمارهٔ ۷۲۴

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خرم آن لحظه که مشتاق به یاری نرسد

آرزومند نگاری به نگاری رسد

دیده بر روی چو گل بنهد و نبود خبرش

گر چه بر دیده ز نوک مژه خاری برسد

گر چه در دیده کشد هیچ غبارش نبود

هر کجا از قدم دوست غباری برسد

لذت وصل نداند مگر آن سوخته ای

که پس از دوری بسیار به یاری برسد

قیمت گل بشناسد، مگر آن مرغ اسیر

که خزان دیده بود پس به بهاری می رسد

ای خوش آن پاسخ تلخی که دهد از صبرم

که خماری شکن ار بعد خماری برسد

خسروا، یار تو، گر می نرسد، یاری کن

بهر تسکین دل خویش که آری برسد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مجتبی نوشته:

ردیف غزل ” برسد ” است ، لطفا تصحیح بفرمایید

👆☹

مدیسا نوشته:

مصرع ۱، ۲، ۱۰ برسد صحیح است

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.