گنجور

شمارهٔ ۵۹۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چون سرو تو از قبا برآید

آه از من مبتلا برآید

با یاد خط تو زنده گردم

گر از گل من گیا برآید

جایی که تو همچو مه برآیی

مه پیش رخت کجا برآید؟

مه برنابد برابر تو

گر فرمایی، برابر آید

از قبله ابروی تو هر شب

بس دست که در دعا برآید

پیش آی که بهر دیدن تو

جان منتظر است تا برآید

تا چند در انتظار داریش

می آریی زود یا برآید؟

چنگم که ز دست تو نفیرم

از هر سو مو جدا برآید

با تو دل من چو برنیاید

بیم است که جان ما برآید

یک لحظه به کار او فروشو

تا کام یکی گدا برآید

خسرو که در آب دیده غرق است

بازا آکه به آشنا برآید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.