گنجور

شمارهٔ ۵۱۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

روزی اگر آن ماه به مهمان من آید

دوران فلک در ته فرمان من آید

دیوانه دلی داشتم، آواره شد از من

کی باز درین سینه ویران من آید

هر صبحدم از گریه شود خون دلم آب

کز باد نسیم گل خندان من آید

من دانم و من، چاشنی درد تو، جانا

حاشا که طبیب از پی درمان من آید

جانم تو ستان، باز تنم خاک ستاند

آن دم که اجل در طلب جان من آید

در کوی تو نایم که پریشان شودت دل

گر چشم تو بر حال پریشان من آید

دانی که چها می گذرد بر دل خسرو

در گوش تو گر ناله و افغان من آید

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.