گنجور

شمارهٔ ۵۰۹

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بر آب رخت یک گل سیراب نیاید

آنچ از لبت آید ز می ناب نیاید

دانم که لبت بنده نواز است، ولیکن

آن به که مگس بر سر جلاب نیاید

معذوری، اگر نیست دلت را اثر مهر

کاین عجز عیسی ست، ز قصاب نیاید

ناآمدنت را گله از بخت کنم، زانک

در کلبه درویش تو مهتاب نیاید

شبها من دیوانه و یار و دو سه همدم

من نالم و یاران مرا خواب نیاید

از دل نگشاید گره گریه ام، آری

ماتم چو بود سخت به چشم آب نیاید

ما بهر صلاح رخ ساقی نگذاریم

کان را بتی هست به محراب نیاید

چه عیش بود آنکه کنی بر دل خسرو

از چشم تو بک ناوک پر تاب نیاید

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.