گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

گر بار دگر ماه من از بام برآید

بس فتنه که از گردش ایام برآید

فریاد اسیران همه شب پیش در او

چون بانگ گدایان که گه شام برآید

زنهار که آن بند قبا چست نبندی

کز نازکیش بخیه بر اندام برآید

او کرده ترش گوشه ابرو ز سر خشم

من منتظر لب که چه دشنام برآید؟

ای ساقی بدمست، مزن تیغ، که در تن

خون آنقدرم نیست که در جام برآید

ای رند خرابات، سبو بر سر من نه

تا در همه شهرم به بدی نام برآید

آن را که بهشتی صفتی داغ نکرده ست

گر از ته دوزخ کشیش خام برآید

برنامد، اگر جان من، ای هجر، مکن جهد

گر یار همین است به ناکام برآید

در کنگره عشق، گر افتد کله از سر

صاحب قدمی کو که به یک گام برآید

جانا، چه به افسانه گذاری غم عشاق

این نیست مهمی که به پیغام برآید

خسرو، اگرت نیست مرادی، مخور افسوس

زیرا که همه کار به هنگام برآید

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.