گنجور

شمارهٔ ۳۶۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آنچه بر جان من ز غم رفته ست

همه از دست آن صنم رفته ست

می نویسد به خون من تعویذ

چه توان کرد، چون قلم رفته ست

پای در ره نهاد و مهر گذاشت

زانکه در راه مهر کم رفته ست

به ستم می رود ز من، یا رب

برکسی هرگز این ستم رفته ست؟

جان به دنبال او روان کردم

گر نیاید، حیات هم رفته ست

خسروا، با شب فراق بساز

کافتاب تو در عدم رفته ست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.