گنجور

شمارهٔ ۲۷۵

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خوش بود آن بیدلی کز غم امانیش نیست

مرده بود آن دلی کاه و فغانیش نیست

بهر خدا، ای جوان، تا بتوانی مدار

حرمت پیری که میل سوی جوانیش نیست

کاش نبودی مرا تهمت جایی به تن

کش اگر از یار امان، از غم امانیش نیست

سینه که بیدل بماند آه و فغانیش هست

دل که ز هجران بسوخت نام و نشانیش نیست

بوسه به قیمت دهد، جان ببرد رایگان

قیمت بوسیش هست، منت جانیش نیست

سرو قدا، رد مکن گریه زارم، ازآنک

خشک بود آن چمن کاب روانیش نیست

گر دم سردی کشم، روی مگردان ز من

نیست گلی کاندرو باد خزانیش نیست

پسته بسته دهن پیش دهانت گهی

لب ز سخن تر نکرد کاب دهانیش نیست

قصه خسرو بخوان، چون تو درون دلی

گر ز همه کس نهانست، از تو نهانیش نیست

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.