گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

شمارهٔ ۱۸۷۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نامردم است، هر که درو نیست مردمی

عودی که بوش نیست، بسوزش به هیزمی

مردم نه ای، چه نفس بد اندر نهاد تست

دیوی که جای کرده در اندام آدمی

وه این چه کوری است که در چارراه شرع

با صد هزار رهبر بیننده ره گمی

عمر روان چو آب و تو معمار قصر خاک

چو آب چشمه هست، چرا در تیممی؟

شرمی که بهر مال شوی بنده خزان

چون بنده خدایی و فرزند آدمی

چون بد کنی، بدیت بگویند، از آن مرنج

کان هم خودی که در حق خود در تکلمی

از برگ ریز یاد کن و دل منه به باغ

ای بلبلی که بر سر گل در ترنمی

امروز باژگونه مزن نعل اسپ خویش

فردا چو زیر خاک لگدکوب هر سمی

از تست بی نمازی خسرو، دلا که تو

مردار اوفتاده به چه بلکه در خمی

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.