بکش به گرد رخ خط دلربا پرده
که هیچکس نکند آفتاب را پرده
ز بیم آنکه رسد چشم آفتاب به تو
ببست ابر به هر لحظه در هوا پرده
کند به پیش رخت پرده پوشی سبزه
چو گل به باغ کشد به سر گیا پرده
گل از رخ تو بدزدید روی و پنهان داشت
ولیک پاره شدش ناگه از صبا پرده
جمال روی تو پوشیده چون نخواهد ماند
مپوش پیش رخ از پرده دو تا پرده
تنت بجای نهفتن چنان بود که کشد
به روی باده ز جان جهان نما پرده
شها، ز بهر جدایی و مدح تو خسرو
گشاد از پس هر پرده ای جدا پرده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و دلربایی معشوق اشاره میکند و از پردههایی که به نوعی در برابر نور آفتاب قرار میگیرند، سخن میگوید. او از نگرانیهایی صحبت میکند که این زیبایی ممکن است پنهان بماند، اما در نهایت، جمال معشوق نمیتواند همیشه پنهان بماند و باید خود را نشان دهد. شاعر به زیبایی طبیعی و غیرطبیعی معشوق اشاره میکند و از پردههایی که به نوعی میخواهند این زیبایی را بپوشانند، نام میبرد. در نهایت، او به تحسین و تمجید معشوق میپردازد و این جدایی و مدح را به تصویری از پردههایی که در برابر زیبایی وجود دارد، مرتبط میسازد.
هوش مصنوعی: به دور چهرهات پردهای بکش تا زیباییات را از دید دیگران پنهان کنی، زیرا هیچ کس نمیتواند در برابر زیباییات مقاومت کند.
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از اینکه چشم آفتاب به تو بیفتد، ابر در هر لحظه در آسمان پردهای میکشد.
هوش مصنوعی: پردهای از سبزه به جلو روی تو میکشد، همانطور که گلها در باغ سرسبز میرویند و خود را در معرض نمایش قرار میدهند.
هوش مصنوعی: گلی که زیباییات را از تو گرفت و در پنهان نگه داشت، ناگهان با وزش نسیم پاره شد و زیباییاش نمایان شد.
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهات به گونهای است که هرگز نمیتواند پنهان بماند. پس دلیل ندارد که چهرهات را پشت پرده پنهان کنی.
هوش مصنوعی: بدنت به جای اینکه پنهان بماند، به گونهای است که مانند پردهای بر روی زندگی، جان و هستی را به نمایش میگذارد و میتواند زیبایی و احساس را از دل خود بیرون بیاورد.
هوش مصنوعی: ای شاه، به خاطر جدایی و ستایش تو، خسرو از پشت هر پردهای پرده برداشت و خود را نشان داد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زهی ز سنبل تر کرده لاله را پرده
بر آسمان زده عکس رخت سرا پرده
نه مرد عشق تو بودم من این قدر دانم
ولی بدیده فرو می هلد قضا پرده
زمانه بس، که دریست پردۀ عشّاق
[...]
ز لقمهای که بشد دیده تو را پرده
مخور تو بیش که ضایع کنی سراپرده
حیات خویش در آن لقمه گر چه پنداری
ضمیر را سبل است آن و دیده را پرده
چرا مکن تو در این جا مگو چرا نکنم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.