گنجور

شمارهٔ ۱۷۳۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای صبا، از زلف او بندی بخواه

عاریت از لعل او قندی بخواه

چون لب میگون بیالاید ز می

چاشنی از لعل او قندی بخواه

پاره شد پیراهن جان از غمش

زان لب جان بخش پیوندی بخواه

ای که می گویی «قناعت کن به هجر»

رو قناعت را ز خرسندی بخواه

ز آتش دل دفتر صبرم بسوخت

نسخت او از خردمندی بخواه

نوبت وصلش اگر پیوسته نیست

گر توانی خواست یک چندی بخواه

هست وصلش با خداوندان بخت

خسروا، بخت از خداوندی بخواه



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify