گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

سبزه همان و گل و صحرا همان

باغ همان، سایه همان، جا همان

گرد چمن شاهد زیبا بسی

در دل من شاهد زیبا همان

پهلوی من صد بت جان بخش، وای

آن که مرا می کشد، الا همان

در چمنی هر کس و من بر درش

باغ من آن است و تماشا همان

نام نماند از دل و جان و هنوز

عشق همان است و تمنا همان

چشم مرا سیل ز دریا گذشت

سوختگی دل شیدا همان

قهر تو لطفی ست که عشاق را

خار همان باشد و خرما همان

فرق میان دو لبت کی توان

خضر همان است و مسجد همان

از تو بلا وز دل خسرو رضا

کز تو همان شاید و از ما همان

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مهرداد مهرابی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۰۹ نوشته:

به جای مسجد باید مسیحا باشد
سپاس

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.