گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

دل به زلفت سپردم و رفتم

در به زنجیر کردم و رفتم

در شب وصل ماندنم بیمار

روز هجران شمردم و رفتم

پیچشی داشتم ز هر مویش

همه از دل ببردم و رفتم

چون غمت جمله قسمت من شد

غم تو جمله خوردم و رفتم

چند گویی که «رو، بمیر از غم »

تو همان دان که مردم و رفتم

گر ترا بود زحمتی از من

زحمت خویش بردم و رفتم

جان خسرو که کس قبول نکرد

هم به خدمت سپردم و رفتم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.