گنجور

شمارهٔ ۱۳۲۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آن نه منم که از جفا دست ز یار در کشم

یا پس زانوی خرد پای قرار در کشم

دل به خط بتان شد و دامن خویش می کشد

دامن به چند جا از سر خار در کشم

شاهسوار من کجا، تنگ قبای کج کله؟

تاش درون چشم خود اسپ سوار در کشم

عمر من است بار ننگ، هیچ وفا نمی کند

عمر اگر وفا کند، هم به کنار در کشم

طاقت صبر طاق شد، بر سر راه او روم

دیده آب رفته را بو که غبار در کشم

خیز و قیامتی نما بهر شمار عاشقان

تا به میانه خویش را گاه شمار در کشم

یک سر مو ز خط خود از پی کشتنم بکش

تا به عوض به جای او این تن زار در کشم

ساقی بخت اگر شبی باده به کام ما دهد

جام مراد تا به لب از لب یار در کشم

خسرو بیدل توام مست شبانه لبت

یک دو لبالبم بده تا به خمار در کشم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.