همی خواهم ترا بینم، نظر سویی که من دارم
به خوبان دیدنم خو شد، عجب خویی که من دارم
اگر بر خاک می غلتم مرا دیباست با رویت
تعالی الله، عجایب پشت و پهلویی که من دارم
ز بندت چون جهم آخر که هر یک بند زلفت را
گره بر بسته ام محکم به هر مویی که من دارم
جفایت هر که را گویم همه کس روی تو بیند
به پیشت چون توان دیدن بدین رویی که من دارم
ترازو کردی از من تیر و گویی بر کشم آن را
چه خواهی برکشیدن زین ترازویی که من دارم
اشارت کن ز ابرو تا کشم سر زیر پای تو
کز آن چوگان توان بردن چنین گویی که من دارم
صبا دی آمد از کویت دماغم خوش شد از بویت
دماغی خوش توان کردن ازین بویی که من دارم
دو چشمم جوی شد، گر تو نداری آرزوی من
تماشا هم نمی آیی درین جویی که من دارم
لطیفه گوییم، خسرو، توانی زیست در هجرم
توانم، خاصه با این زور بازویی که من دارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از شدت عشق و longing خود نسبت به معشوق سخن میگوید. او میخواهد معشوق را ببیند و به زیباییهای او اشاره میکند. شاعر بیان میکند که حتی اگر به خاک بیفتد، زیبایی معشوق او را میپوشاند. او در اشاره به زلفهای معشوق و گرههایی که به آنها زده، از وابستگیاش به معشوق سخن میگوید. شاعر در ادامه به تلخی جدایی و حسرت خود اشاره میکند و میگوید که هیچ کس نمیتواند زیبایی معشوق را به اندازهای که او میبیند، ببیند. او همچنین از بوی خوشی که از طرف معشوق میآید و تاثیر آن بر او صحبت میکند. در نهایت، شاعر بیان میکند که با وجود فاصله و هجران، هنوز قدرت و توانایی در عشق را دارد.
هوش مصنوعی: من همیشه در آرزوی دیدن تو هستم، نگاهی که من به تو دارم، به خوبان نگریستن برایم عادت شده است. چه ویژگی عجیبی که من دارم!
هوش مصنوعی: اگر بر زمین بیفتم و خاکی شوم، زیبایی و جلوهات سبب سربلندی من است، زیرا با زیباییهای خود مرا به کمال میرسانی.
هوش مصنوعی: از اسارت تو، مانند یک آخرین امید، هر گرهای از زلفت را محکم به هر مویی که دارم، بستهام.
هوش مصنوعی: هر کس که از رفتار تو سخن میگویم، همه به تو نگاه میکنند. اما چگونه میتوانند زیبایی تو را ببینند، در حالی که من از این چهره خاص و منحصر به فرد برخوردارم؟
هوش مصنوعی: شما وزن و ارزش من را تعیین کردی، اما نمیدانی که من چه قدرتی دارم. با این حال، من نمیتوانم از این معیاری که شما برای سنجیدن من استفاده میکنی، فراتر بروم.
هوش مصنوعی: با یک اشارهی ابرو، من سرم را زیر پاهای تو میگذارم، زیرا با این نگاه، قدرتی دارم که دیگران نمیتوانند داشته باشند.
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی از سرزمین تو آمد و بوی خوشی به مشامم رساند. با این بوی خوشی که دارم، میتوانم حالت خوشی و سرحالی پیدا کنم.
هوش مصنوعی: دو چشمانم به اندازه یک جوی پر از آب شده است. اگر تو آرزوی من را نداری، پس حتی در این جوی که من در آن غرق هستم هم نمیآیی.
هوش مصنوعی: خسرو عزیز، در زمان جدایی از تو، میتوانم زندگی کنم، بهویژه با این قدرتی که من دارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.