گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

دل رفت ز تن بیرون دلدار همان در دل

افتاد سخن در جان گفتار همان در دل

گفتم بکنم یادش ماند که بماند جان

شد کیسه همه خالی طرار همان در دل

یک شهر پر از خوبان ده باغ پر از گلها

صد جای نهم دیده، دلدار همان در دل

قربان شومی بهرش کافزون شودی عمرش

با جان خود این خواهم، با یار همان در دل

نی بگسلم از مویش کز شرم مسلمانی

تن را به نماز آرم، زنار همان در دل

در کعبه و بتخانه هر جا که رود خسرو

دل باد ز تو بدخو، دیدار همان در دل

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.