دی می گذشت و سوی او دلها روان از هر طرف
صد عاشق گم کرده دل سویش روان از هر طرف
گلگون نازش زیر زین، غمزه بلایی در کمین
می مرد ازان پیکان کین، پیر و جوان از هر طرف
ژولیده زلف فتنه خو، مخمور چشم کینه جو
موها پریشان کرده او، خونها چکان از هر طرف
جانها و دلها چون خسی در راهش آب هر کسی
می رفت جان و دل بسی گیسوکشان از هر طرف
دلهای پر خون جگر گرد کمرگه سر به سر
چون لعل و یاقوت و گهر گرد میان از هر طرف
زنجیر دل ها موی او، دلال سرها خوی او
در چار سوی روی او بازار جان از هر طرف
در کنج غم افتاده من، بر یاد سرو خویشتن
زانم چه کاید در چمن سرو روان از هر طرف
کعبه که یارش می رود لبیک جان می بشنود
گر چه به پابوسش رود صد کاروان از هر طرف
چون بی تو دل ناسایدم، گر تیغ سر بر نایدم
چه باک از آنم کایدم زخم زبان از هر طرف
یک روز میرد چاکرت پیش درت دور از برت
فریاد خیزد بر درت «مسکین فلان!» از هر طرف
زین پس که از خوی بدت آهنگ بیرون باشدت
ترسم که چون خسرو بسی گیرد عنان از هر طرف
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف عشق و شیدایی نسبت به محبوب خود میپردازد. او از احساسات عمیق عاشقان میگوید که از هر طرف به سوی محبوب میروند و جان و دل خود را فدای او میکنند. محبوبی که زیباییهایش در دلها عشق و غم ایجاد میکند و حتی برخی از عاشقان از درد عشق جان میدهند. شاعر به زلفهای پریشان و چشمان خمار محبوب اشاره میکند که هرکسی را به سوی خود جذب میسازد. او در غم فراق محبوب و بیتابیهای خود نیز صحبت میکند و نگرانیاش را از جدایی و دلتنگی ابراز میکند. در نهایت، به عشق و وابستگی عمیقش اشاره کرده و میگوید که اگر روزی از محبوب دور شود، از درد زبان میخورد و تنهایی را تحمل نمیکند.
هوش مصنوعی: شبی در حال گذر بود و دلها به سمت او روان بودند. از هر سو، صد عاشق که دل خود را گم کرده بودند، به سوی او میآمدند.
هوش مصنوعی: در زیر زین، زیبایی گلگون او وجود دارد و در کمین، با ناز و غمزهای خطرناک، آدمیان از هر سو به سویش جذب میشوند، گویی عشق و محبت آن چنان قوی است که هم جوانان و هم پیران را به سمت خود میکشاند.
هوش مصنوعی: دختر زیبایی که موهایش به هم ریخته و چشمانش مملو از کینه است، به شکلی دلربا و گمراهکننده ظاهر شده است. موهایش به طور بینظم و پریشان فرو ریخته و حالتی جذاب به او داده است، در حالی که احساسات و دلها را تحت تأثیر قرار میدهد و موجب زخم و آسیب به اطرافیانش میشود.
هوش مصنوعی: جانها و دلها همچون خاویار در مسیرش، آب هر کسی که میگذشت، جان و دل زیادی را به همراه داشتند. گیسوهایی از هر سو به سوی او جذب میشدند.
هوش مصنوعی: دلهای پر از درد و رنج، مانند جواهراتی چون لعل و یاقوت، در دور همی گرد هم جمع شدهاند و از هر سو زیبایی و درخشش دارند.
هوش مصنوعی: دلها به موی او وابستهاند و سرها به شخصیت او علاقمندند. در هر گوشهای از چهرهاش، بازار زندگی و جان انسانها به تپش در آمده است.
هوش مصنوعی: در گوشهای از غم و اندوه خود نشستهام و به یاد قامت زیبای خودم میاندیشم. در حالی که در باغ، سروهای زیبا از هر سو در حرکتاند.
هوش مصنوعی: اگر معشوق به کعبه برود، دل جان برای او پاسخی میدهد، حتی اگر صدها کاروان از هر سو به دیدن او بیایند.
هوش مصنوعی: از زمانی که تو نیستی، دل من آرام نیست. اگر هم با شمشیر به سرم بزنند، برایم مهم نیست، زیرا زخم زبان و حرفهای بد از هر سو به من میرسد.
هوش مصنوعی: روزی خادمت در کنار در خانهات جان میدهد و از دور فریاد میزند: «ای بیچاره!». صدای او از هر سو به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: از این پس که از رفتار زشتت دور شدهای، میترسم که همچون خسرو، از هر طرف به کنترل و تسلط روی آوری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.