گنجور

شمارهٔ ۱۱۳۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شب زلف تو شد نشانه روز

در کن آن شب از کرانه روز

طرفه خالی ست در میان رخت

شب که دیده ست در میانه روز

روز و شب زان تست، زان خط و خال

دام شب کرده ای و دانه روز

روی تو می کند جهان روشن

چه نهی بر جهان بهانه روز؟

بنده تست آفتاب که هست

چشم روشن به چشم خانه روز

زیر پای تو ریزم، ار یابم

گوهر مشرق از خزانه روز

بار ده تا به دولتت بزنم

نوبت ملک پنجگانه روز

بنده شد همچو خسروت خورشید

گر چه هست او شه یگانه روز



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.