گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

ای باد صبحدم، خبر آشنا بیار

بوی نهفته زان صنم دلربا بیار

مانا که یابم از دل گمگشته آگهی

یک تار مو ازان سر زلف دو تا بیار

تعویذ عمر بایدم اندر شب فراق

یک نامه زان مسافر فرخ لقا بیار

گفتی سلام آرم ازو، چشم بر رهست

یا خود میای تا نشنوم کشته، یا بیار

تاکی ز بند بیهده گوشم گران بود

آخر همم ازو سخنی، ای صبا، بیار

زان بوستان که میوه به اغیار می دهد

برگی به سوی فاخته بینوا بیار

در غیرتم کزوست خدنگی به هر دلی

یک ره از آن یکی ز پی جان ما بیار

جان مرا خرید خیالش به بندگی

این بنده ز آن اوست از آن بت رضا بیار

زان جام لب که جرعه ز شاهان دریغ داشت

پروانه خرابی مشتی گدا بیار

از جرعه گاه او قدری آبرو بخواه

بر دردهای کهنه خسرو دوا بیار

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.