گنجور

مستزاد

 
کمال خجندی
کمال خجندی
 

ای ریخته سودای تو خون دل ما را

بی هیچ گناهی

بنواز دمی خسته شمشیر جفا را

یارا به نگاهی

باد سحر از روضه رضوان خبر آورد

امروز به گلزار

ای سرو روان هست مگر پیک صبا را

در کوی تو راهی

کس نیست که بر بوی گلستان جمالت

در باغ طرب نیست

چون لاله ز غم چاک زده جیب قبا را

و افکنده کلاهی

زنجیر سر زلف ترا با همه خوبی

سنبل نتوان گفت

هرگز نکند هیچ کسی مشک ختا را

نسبت به گیاهی

بشکست همی لشگر سلطان کواکب

بر هر طرف امروز

کان زلف زره پوش تو از عنبر سا را

آورده سپاهی

در دایره خوش نظران باز به صد سال

حقا که نیاورد

در دور قمر مادر ایام نگارا

مانند تو ماهی

هیهات که در دور قمر زنگ بر آرد

آئینه رخسار

آندم که بر آرم ز دل سوخته یارا

زین واقعه آهی

از حال پریشان کمالت خبری نیست

هیهات چه تدبیر

آن کیست که تقدیر کند حال گدا را

در حضرت شاهی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

آرش احمدی خلجی نوشته:

Нигина Амонкулова نگینه امانکولوآ به نام مستزاد این شعر را خوانده است.
در آنجا “یارا به نگاهی” را “باری به نگاهی”
و “آن کیست که تقدیر کند حال گدا را” را
“آن کیست که تحریر کند حال گدا را” می خواند.

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید