گنجور

شمارهٔ ۹۹۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

به مجلسی که بمستان ز لب شراب دهی

دلم ز رشک بسوزی مرا کباب دهی

سؤال بوس چه سود از توام که معلوم است

مرا ز جنبش آن لب که نی جواب دهی

شب فراق در آن آستان دو چشم مرا

چه جای خواب اگر نیز جای خواب دهی

به حسرت قدش از گریه ام چمن شد غرق

تو سرو را دگر ای باغبان چه آب دهی

کشد دلم چو کبوتر فغان ز سختی دام

چو باز طره مشکین ز ناز تاب دهی

به چشم و غمزه مفرما که مست را بزنید

به یک دو مست چه نسبت که احتساب دهی

کمال شحنه عشق از دل تو دانش خواست

چگونه باج نفس از دل خراب دهی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید