گنجور

شمارهٔ ۹۷۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ای رخت آیت حسن و دهنت لطف خدای

به حدیثی بگشای آن لب و لطفی بنمای

خانه تست دل و دیده ز باران سرشک

اگر این خانه چکد آب در آن خانه در آی

شد ز نظارگیان خانه همسایه خراب

به من با تو که فرمود که بر بام برآی

زاهد شهر بخشکیست ز چوبی کمتر

که چو نعلین نمالیده بروی آن کف پای

گفته بودی که شبی باده خورم با تو بیا

همچو پیمان من و وعده خود دیر میای

روز باران سرشکم مرو از خانه به باغ

که رود پای تو چون سرو فرو در گل و لای

بوستانیست سرای از گل آن روی کمال

به سرای آمدی ای بلبل خوشگو به سرای



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.