گنجور

شمارهٔ ۹۵۱

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ما جگر سوختگان داغ تو داریم همه

مرهمی بخش که مجروح و نگاریم همه

سافیا گر نظری هست به مخمورانت

بدو چشم تو که در عین خماریم همه

درد دردی زخم عشق به پیمانه برار

کز طرب نعره مستانه برآریم همه

سیل مژگان و نم دیده اگر می طلبی

هر چه زینها طلبی در نظر آریم همه

مفلسانیم اگر دست نداریم به هیچ

چون تو داریم به معنی همه داریم همه

بود عهدی که نگیریم دمی بیتو قرار

همچنان بر سر عهدیم و قراریم همه

سر و جان خواستی ای جان گرامی ز کمال

همه سهل است بیا تا بسپاریم همه



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط