گنجور

شمارهٔ ۸۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ای که از زلف توخون در جگر مشک ختاست

روی زیبای تو آنینه الطاف خداست

ماه را روشنی از روی تو میباید جست

سرو را راستی از قد تر می باید خواست

مهر رخسار تو سوزیست که درجان من است

خط سبز تو غباریست که در خاطر ماست

گر تو ای سرو خرامان ننشینی از پای

ای بسا فتنه که از قد تو بر خواهد خواست

همچو لاله دل من سوخته خون جگرست

که چرا سنبل گیسوی تو در دست صباست

همچو صبع از اثر مهر رخت جان بدهد

هر که را در ره عشق تو دم از صدق وصفاست

آنچنان زار و نزارست ز سوز تو کمال

که چو ماه نو از ابروی تو انگشت نماست



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید