گنجور

 
کمال خجندی
 

ای ز صد گلبرگ نازکتر تنت

بر تو لرزانتر گل از پیراهنت

از صبا چندان نشد بوی تو فاش

پیرهن کرد این خطا در گردنت کار

خاک پایت حق و ملک دیده هاست

اور چند پوشد حق مردم دامنت

خط چه حاجت حجت حسن ترا

روی چون مه بی دلیل روشنت

خرمن مشک است زلفت گرد ماه

خال مشکین دانه ای از خرمنت

جان به تن می آید و دل می رود

از خرامان آمدن وز رفتنت

عقل و دین می خواست چشمت از کمال

هر دو بردی چیست دیگر با منت

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.