گنجور

شمارهٔ ۸۴۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

دلبر نازک دل من هر زمان رنجد ز من

گریش گویم به جان ماند به جان رنجد ز من

گر ببندم نقش بوسش در خیال آید به جنگ

را بر آرم نام آن لب بر زبان رنجد ز من

گر بگویم نیست در خوبان مسلمانی و رحم

زین شکایت ها نخست آن داستان رنجد ز من

فتنه انگیزی و شوخی را اگر عیبی نهم

اول آن چشم آنگهی آن ابروان رنجد ز من

دوست دارم ز خوبانش همه دانند گو

من چه غم دارم گر این آزارد آن رنجد ز من

خاطر جان جهان من چو باشد برقرار

سهل باشد گر دل خلق جهان رنجد ز من

دردسر کم ده به ناله آن سگ کورا کمال

گر نمی خواهی که بار مهربان رنجد ز من



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور