گنجور

شمارهٔ ۷۷۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ما از لب تو کام ندیدیم و گذشتیم

تشنه به لب چشمه رسیدیم و گذشتیم

گفتیم دعای تو و از بخت مخالف

از لفظ تو دشنام شنیدیم و گذشتیم

با داغ فراق تو که جانسوز عذابست

از زندگی امید بریدیم و گذشتیم

یک شب نکشیدیم ترا دربر و هر روز

صد جور و جفا از تو کشیدیم و گذشتیم

در بیشه دنیا که چراگاه دل ماست

روزی دو چریدیم و چمیدیم و گذشتیم

شهد لب تو شربت وصل دگران بود

ما زهر فراق تو چشیدیم و گذشتیم

مانند کمال از هوس آن گل رخسار

صد جامه به باد نو دریدیم و گذشتیم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید