گنجور

شمارهٔ ۷۵۱

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

صحبت عاشق و حبیب بهم

فصل گل دان و عندلیب بهم

غم جگر ساخت قسمت من و دل

هر دو خوردیم آن نصب بهم

به تفال قرآن تحسین است

دیدن ناصح و ادیب بهم

بشکافند سقف مقصوره

نعره واعظ و خطیب بهم

نیست فرقی میان این دو برزگ

گر به بینی سگ و رقیب بهم

رنج دیدند هر دو معلوم است

از من افسونگر و طبیب بهم

بافت شهرت چو جمع کرد کمال

غزل و معنی غریب بهم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید