گنجور

شمارهٔ ۷۵۱

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

صحبت عاشق و حبیب بهم

فصل گل دان و عندلیب بهم

غم جگر ساخت قسمت من و دل

هر دو خوردیم آن نصب بهم

به تفال قرآن تحسین است

دیدن ناصح و ادیب بهم

بشکافند سقف مقصوره

نعره واعظ و خطیب بهم

نیست فرقی میان این دو برزگ

گر به بینی سگ و رقیب بهم

رنج دیدند هر دو معلوم است

از من افسونگر و طبیب بهم

بافت شهرت چو جمع کرد کمال

غزل و معنی غریب بهم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط