گنجور

شمارهٔ ۷۴۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

سر بر در توأم بنگر سربلندیم

ای من سگ تو عفو کن این خود پسندیم

گر هندوی دو چشم تو برکش ز غمزه تیغ

من آن نیم که از تو برد تیغ هندیم

خوش گفت زلف با لب جانبخش تو شبی

خ ونیه تونی چرا من افتاده بندیم

گفتی بپرسش تو چو آیم چه آورم

رحمی بیار بر من و بر مستمندیم

خیز ای طبیب مرهم و درمان زیان مکن

کاین درد اوست داغ کند سودمندیم

از من ببست چشم به هنگام و ناز و گفت

هاروت گو با و ببین چشم بندیم

در لطف طبع سعدی شیرازی ای کمال

باور نمی کنند که گونی خجندیم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.