گنجور

شمارهٔ ۷۰۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

تا دست به زلف یار بردیم

صبر از دل بی قرار بردیم

سیم و زر و جان و سر بر آن در

هر چار به اختیار بردیم

جانها کردیم در سر تیغ

سر نیز به پای دار بردیم

بردیم به خاک مهر آن روی

شمعی به سوی مزار بردیم

سر در پی آهوان مشکین

چون را سوی لاله زار بردیم

کردیم رقیب را کشانه

سگ را بستم شکار بردیم

گر شد ز کمال سرگران یار

درد سر ازین دیار بردیم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید