گنجور

شمارهٔ ۶۵۷

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ای خطت خوب و عبارت نازک و لبها لطیف

خال مشکینت ملیح و عارض زیبا لطیف

گر دو رخ پوشی و گرنه هر دو زیبا آیدت

زآنکه هم پنهان چو جان خوبی و هم پیدا لطیف

تو لطیفی خواه در دل خواه در چشم آفرو

قطره باران بود در پست و در بالا لطیف

زلف سر در پات سود این خست و آن در تاب رفت

پای تا سر ناز کی آری و سر تا پا لطیف

در لطافت آن دو ساعد می برند از سیم دست

نیست جان من تن سیمین تو تنها لطیف

روی اگر تابی ز آه سرد و گرم ما رواست

زحمت سرما نداره طاقته گرما لطیف

گو به لطف طبع خود را می شمر صاحب کمال

هر که میگوید جواب گفت های ما لطیف



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید