گنجور

شمارهٔ ۶۱۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گر به مسجد نروم قبله من روی تو بس

بعد ازین گوشه محراب من ابروی تو بس

عذر خواهان گناهان شبان روزی من

غم روی تو و آشفتگی موی تو بس

روز محشر که بیارد همه کس دستاویز

من سودا زده را حلقه گیسوی تو بس

حور عین گر نگشاید در فردوس مرا

هوس روی تو و خاک سر کوی تو بس

ور شرابش ندهد ساقی رضوان بهشت

سر خوش نرگس جادوی را بوی تو بس

باغیانا نروم دیدن باغ نو که شد

دیده را با قدش از سرو لب جوی تو بس

نیست حاجت که کشی تیغ به آزار کمال

که به خون ریختنش غمزة جادوی تو بس



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید