گنجور

شمارهٔ ۵۹۷

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

با چشم خوش ای شوخ مرا جنگ مینداز

محنت زده را به بلا جنگ مینداز

در دست صبا سلسله زلف میفکن

شوریده دلان را به صبا جنگ مینداز

شب بر در تو بوده ام این راز نهان دار

آن حاسة سگ را به گدا جنگ مینداز

گفتی بر باران بردمه کشتن یاری

نا آمده در مجلس ما جنگ مینداز

یک ناوک دیگر بزن و راست رسانتر

با جان دل مجروع مرا جنگ مینداز

در دست کمال آن سر زلف افکن وشو صلح

خود را بمن بیسر و پا جنگ مینداز



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید