گنجور

شمارهٔ ۵۸۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

دل دگر غم دارد از تو جان دگر

سینه دیگر خاطر بریان دگر

این چه اشک است این مرا باران ز چشم

اشک دیگر باشد و باران دگر

این چه خندیدن چه شیرینیه لب است

لب دگر باشد گل خندان دگر

ناصحم گفتا به خوبان دل منه

ای خدا عقلش بده با آن دگر

ای خوش آن ساعت که تو دشنام من

گوئی و من گویمت ای جان دگر

ما به دلبند از ازل بستیم عهد

عهد اوه کردن دگر نتوان دگر

در وفا کم خواندی آن مه را کمال

اینچنین محبوب را کم خوان دگر



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.