گنجور

شمارهٔ ۵۷۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

چشم تو که داشت خواب بسیار

لب داشت به او شراب بسیار

آن غمزه که مست از این شراب است

از جگرم کباب بسیار

هرگز نشود دو چشم تو سیر

از ناز پر و عتاب بسیار

بی عشق قبه را چه سودست

با دانش کم کتاب بسیار

گر کشتن عاشقان ثواب است

تو بافتة ثواب بسیار

تا پای ببوسمش به رفتن

ای عمر مکن شتاب بسیار

پیش دو رخ تو سیب سیمین

شیرین شد از آفتاب بسیار

از دوری عارض و لبت رفتن

از چشم کمال آب بسیار



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید