گنجور

شمارهٔ ۵۱۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

مریض عشق بتان را بر طبیب نباشد

باتفاق طبیبی به از حبیب نباشد

امید هست که بار از درم چو بخت در آبد

اگر چنانچه بد آموزی رقیب نباشد

ز ناله های حزیثم مترس و روی مپوشان

که این معامله گل را به عندلیب نباشد

تو در زمانه غریبی بلطف و بنده نوازی

گر التفات غریبان کئی غریب نباشد

نسیم باد صبا را بگاه عطرفشانی

به حلقه های سر گیسوانت طیب نباشد

مکن ملامتم ای پارسا که دلشدگان را

بر مجادله ناصح و ادیب نباشد

بخوردن غم دل غم مخور کمال که کس را

زخوان دولت خوبان جزاین نصیب نباشد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید