گنجور

شمارهٔ ۴۸۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گدای کوی ترا پادشاه میخوانند

چو راه یافته بر آن در براه میخوانند

کمر به خدمت تو هر که بست شاهانش

بقدر مرتبه صاحب کلام می خوانند

بر آستان تو درویش بی سر و پا را

سرانه ملک و اصحاب جاه میخوانند

خیال روی نو هر پارسا که قبله نساخت

همه عبادت او را گناه میخوانند

کسی که لوح دل از نقش غیر پاک نشست

بحشر نامه او را سیاه میخوانند

دلا رهی بحریم وصال جو باری

ترا چو محرم آن بارگاه میخوانند

مرید وپیر بسر رقص می کنند کمال

چو گفت های تو در خانقاه میخوانند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام