گنجور

شمارهٔ ۴۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

مست عشقم ز خرابات میارید مرا

تا ابد بر در میخانه گذارید مرا

باده پاک روان پیش من آرید دمی

آخر از پاکروان چند شمارید مرا

من که امروز ز تسبیح به استغفارم

پیش در صومعه مهجور مدارید مرا

دلم از زلف بتان سلسله دارد بر پای

تا که از حلقه رندان بدر آرید مرا

ز آبرو دست توان شستن و از نی نتوان

مگر آن روز که با خاک سپارید مرا

دیشب از میکده سرمست به دوشم بردند

اگر چنین هم به در دوست بدارید مرا

گر حریفانه باید به سر وقت کمال

شکر ناب میارید می آرید مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام