گنجور

شمارهٔ ۴۷۷

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

کدام ناز و تنعم به ذوق آن برسد

که بوی بار به باران مهربان برسد

دلی که بی در وصلش میان بحر غم است

امیدوار چنانم که بر کران برسد

زهی خجسته زمانی و وقت میمونی

که از تو مژده وصلی بگوش جان برسد

قدم به کلیه ما رنجه کن شبی ای ماه

کز آن شرف سر عاشق به آسمان برسد

ز دولت تو همین آبرو بی است مرا

که بر جبینم از آن خاک آستان برسد

هنوز مهر سگانت ز دل برون نکنم

اگر ز زخم تو در دم به استخوان برسد

کمال روز ملاقات دوستان گونی

چو بلبلیست که ناگه به گلستان برسد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.