گنجور

شمارهٔ ۴۶۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

عاشقان را جور و نازیار می باید کشید

طعنه از دشمن جفا ز اغیار می باید کشید

عشق گنج است و رقیبا اندر این ره همچو مار

بهر گنج عشق زخم مار می باید کشید

جور هر نااهل و ناهموار بهر او می کشم

بهر یک گل زحمت صد خار می باید کشید

هر که در دام بلای عشق چون وامق فتاد

جور عذرای خودش ناچار می باید کشید

همچو غواصان مسکین از برای گوهری

زحمت دریای مردم خوار می باید کشید

چو نو در بحر عمیق عشق افتادی کمال

هرچه پیش آید ترا این بار می باید کشید



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید