گنجور

شمارهٔ ۴۲۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

روی تو به جز آینه دیدن که تواند

زلف تو به جز شانه کشیدن که تواند

قند دهنت شربت خاصی که ز لب سخت

دیدن نتوان خاصه چشیدن که تواند

چندانکه نوئی آرزوی جان عزیزان

با آروزی خویش رسیدن که تواند

در زیر لب از بیم رقیب تو بر آن روی

ما فاتحه خواندیم دمیدن که تواند

مشاطه دلی داشت چو پولاد به سختی

ورنه ز چنان زلف بریدن که تواند

چون نیست کمال از سخنان تو گزین تر

کس را به سخن بر تو گزیدن که تواند

آنجا که بخوانند بلند این سخنان را

دیگر سخن پست شنیدن که تواند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حسن نوشته:

در مصراع اول بیت سوم، کلمه تویی به اشتباه نویی نوشته شده. چندان که تویی آرزوی جان عزیزان…
همچنین مصراع اول بیت دوم بی‌معنی می‌نماید. انگار آنجا هم اشتباه تایپی صورت گرفته باشد.

👆☹

گنجور رومیزی