گنجور

شمارهٔ ۳۸۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

خانه دیده ز دیدار تو روشن باشد

بیت احزان من از روی تو گلشن باشد

سرو هر چند سرافراز بود در بستان

پیش بالای بلند تو فروتن باشد

آن همه درد کز آئینه رویت برخاست

اثر آه من سوخته خرمن باشد

نبرم تا به قیامت به زبان نام بهشت

اگرم خاک سر کوی تو مسکن باشد

طرف عاشق خود گیر که تا مدعیان

همه دانند که حق برطرف می باشد

گر تو عار نداری که منت دارم دوست

بعد ازینم چه غم از طعنه دشمن باشد

طرفه مرغیست دل خانه برانداز کمال

که مدامش سر کوی نو نشیمن باشد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید