گنجور

شمارهٔ ۳۳۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

به خال لب خط سبزت قرابتی دارد

لب تو از دم عیسی نیابتی دارد

مگر محزر اشکم که ساخت سرخیها

به لوح چهره خیال کتابتی دارد

شب فراق تو تیره است و من از آن به هراس

شبی که ماه ندارد مهابتی دارد

چو پهلوی رخت افتم نیاز بوسه کتم

دعای صبح، امید اجابتی دارد

کسی که دید لب لعلت از می رنگین

ندیده ایم که میل انابتی دارد

نشسته خوش من و ساقی بکار خود چستیم

اگر چه محتسب ما صلابتی دارد

کمال گفته تو دلپذیر از آن معنی است

با که معنی سخنانت قرابتی دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام