گنجور

شمارهٔ ۳۲۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ای گل نو ز توأم بوی کسی می آید

در دلم تازه غم روی کسی می آید

بر تو ای سرو لب جوی چو می افتد چشم

بادم از قامت دلجوی کسی می آید

وقت طاعت چو نظر میفکنم بر محراب

پیش چشمم خم ابروی کسی می آید

بر ای نافه چین درد سر خود که مرا

نکهت غالیه از بوی کسی می آید

می برد باد دل ما و خدا بارش باد

اگر از خاک سر کوی کسی میآید

گو بیا نیر بلا بر دل و بر صدر نشین

اگر از غمزه جادوی کسی می آید

پای دل رفت به زنجیر مگر پیش کمال

خبر از حلقه گیسوی کسی می آید



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید