گنجور

شمارهٔ ۳۱۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

امشب آن به به وثاق که فرو می آید

اگر به مهمان من آید چه نکو می آید

بنهم عود دل سوخته بر آتش شوق

گر بدانم که پری وار ببو می آید

دیده از دست نظر خون تو ریزد گویند

ظاهرا هر چه بگویند ازو می آید

حلقه حلقه دل احباب بهم بر زده است

مگر اینست که آن سلسله مو می آید

آنکه در صومعه میرفت با بریق وضو

از در میکده اینک به سپر می آید

زیر لب هرچه صراحی به قدح می گوید

در دل نازک از جمله فرو می آید

تا چها در سر آن غمزه مستت کمال

که سوی غمزدگان عربده جو می آید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام