گنجور

شمارهٔ ۳۱۱

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

از کوی دوست دوش نسیمی به من رسید

کر لطف او رمیده روانم به من رسید

جانم فدای باد که از یک نسیم او

صد روح راحتم به دل ممتحن رسید

یعقوب روشنی ز قدوم عزیز بافت

با خود ز مصر رابحة پیرهن رسید

جانها دم از روایح رحمان همی زنند

آری مگر پیام اویس از قرن رسید

گوشی چه کرده ام ز نکوئی که در عوض

کآنچ از خدای خواسته بودم به من رسید

که بی سهیل کشیدیم در یمن

سهل است چون سهیل دگر با بمن رسید

بودیم نا امید به یکبارگی ز جان

ناگه امید ادنسب عناالحزن رسید

خورشید ذره پرور و جمشید مهر فر

ماه ستاره لشکر و شاه ختن رسید

دم در کشیده بود کمال از سخن کنون

درج سخن گشاده که وقت سخن رسید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام