گنجور

شمارهٔ ۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

از تو یک ساعت جدایی خوش نمی آید مرا

با دگر کس آشنایی خوش نمی آید مرا

گوییم رو زین در وسلطان وقت و خویش باش

بعد سلطانی گدایی خوش نمی آید مرا

چاکرانت را نمی گویم که خاک آن درم

با بزرگان خود ستایی خوش نمی آید مرا

گفتمش در آب عارض عکس جان با ما نمای

گفت هر دم خود نمایی خوش نمی آید مرا

از لب لعلت نپرهیزم بدور آن دو چشم

پیش مستان پارسایی خوش نمی آید مرا

منکر زهدم برویت تا نظر باز آمدم

پاکبازم من دغایی خوش نمی آید مرا

صوفیان گویند چون ما خیز و در رقص آ کمال

حالت و وجد وبائی خوش نمی آید مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهران نوشته:

چاکرانت را نمی گویم که خاک آن درم
با بزرگان خودستایی خوش نمی آید مرا

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام