گنجور

شمارهٔ ۲۹۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

آن سرو ناز رفت بگلشن نظر کنید

در باغ گل برآمد و سوسن نظر کنید

گل را ز شوق نکهت آن پیرهن چو من

صد داغ خون به گوشه دامن نظر کنید

آتشکده است جان من از سوز سینه به آه

دودی که بر گذشت ز روزن نظر کنید

با چشم نیز بین نظری بر دهان او

گر ممکن است یکسر سوزن نظر کنید

او دیده ایست روشن اگر برقع افکند

ای عاشقان به دید، روشن نظر کنید

گر بر شما حقیقت جانست ملتمس

از پیرهن لطاقت آن تن نظر کنید

آنها که می کنند لبش آرزو کمال

گر در حلاوت سخن من نظر کنید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام