گنجور

شمارهٔ ۲۷۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

وصل تو ما را بهشت و ناز نعیم است

پی نو بهشت برین عذاب الیم است

حلقه گیسوی حور و محبت رضوان

گر تو نباشی سلاسل است و جحیم است

در شب تنهائی فراق تو ما را

به جگر موز بار و ناله ندیم است

همدم عشاق جز نسیم صبا نیست

تا سر زلف خوشت بدست نسیم است

باده بده ساقیا که موسم گل ریز

توبه زمنی خلاف رای حکیم است

گشت بسی سال و ماه کز سر کویت

جان به سفر رفت و دل هنوز مقیم است

پای بنه بر سر کمال که او را

هت تفاخر برین خدای علیم است



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید