گنجور

شمارهٔ ۲۱۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

کسی که پرتو انوار لامکانی یافت

فراغت از همه آشوب این جهانی یافت

به ذرهای نخرد های و هوی سلطانان

دلی که بر در حق راه پاسبانی یافت

فروتنی کن اگر سر فرازیت باید

چو پشت خوشه خم از بهر سرگرانی یافت

نماز و طاعت پیری طریق ناکامی است

خوشا سعادت شخصی که در جوانی یافت

اگر چه همچو سکندر رسید بر ظلمات

ولی چه سود که خضر آب زندگانی یافت

بگو که گنج سخن از که بافتی تو کمال

به بمن همت برهان کیمیائی یافت



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید